X
تبلیغات
بيا آقا دگر طاقت ندارم

بيا آقا دگر طاقت ندارم

جمعه یعنی....................

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر  دات کام http://www.roozgozar.com  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر  دات کام http://www.roozgozar.com            تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر  دات کام http://www.roozgozar.com        

 

جمعه یعنى یک غزل دلواپسى  / جمعه یعنى گریه هاى بى کسى

جمعه یعنى روح سبز انتظار / جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار

بى قرار بى قراریهاى آب  / جمعه یعنى انتظار آفتاب

جمعه یعنى ندبه اى در هجر دوست  / جمعه خود ندبه گر دیدار اوست

جمعه یعنى لاله ها دلخون شوند  / از غم او بیدها مجنون شوند

جمعه یعنى یک کویر بى قرار  / از عطش سرخ و دلش در انتظار

انتظار قطره اى باران عشق  / تا فرو شوید غم هجران عشق

جمعه یعنى بغض بى رنگ غزل  / هق هق بارانى چنگ غزل

زخمه اى از جنس غم بر تار دل  / تا فرو شوید غم هجران دل

جمعه یعنى روح سبز انتظار  / جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار

بى قرار بى قراریهاى آب  / جمعه یعنى انتظار آفتاب

لحظه لحظه بوى ظهور مى آید  / عطر ناب گل حضور مى آید

سبز مردى از قبیله عشق  / ساده و سبز و صبور مى آید

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر  دات کام http://www.roozgozar.com  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر  دات کام http://www.roozgozar.com  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر  دات کام http://www.roozgozar.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط نورا  | 

از اسمان طلوع کن.........

 

«انتظار»

در جوار کوچه های انتظار دعايم کن، در تنگنای سرودن غزل هايم نمی دانم از چه غريبم که ديدگانم به غروب عشق می مانند و به فکر کدامين لاله هستم که اشک در خاکريز چشمانم موج می زند. نمی دانم در ساحل شب به جستجوی کدامين مهتابم و کرانه ی آسمان را به ديدار چه کسی نظاره گر شده ام!!! فقط می دانم که باران در کنج نگاه تو آمدنی است!!!

يوسف فاطمه! ای زمزمه واپسين حياتم، بدان که ابهام اشک من تنديس حضور توست و غروب شعرهايم در سرا پرده انتظار،عبور غريبانه تو را گريه می کند .......

http://zibasazweb.persiangig.com/weblog/ax/7.gif

گـــر چــه پیـمان را شکستم بر سـر پیمانه ام          بـا همـــه بد عــهدی ام آن عـاشق دیوانـه ام

گـــر بــه ظاهــر دورم از درگــاه تو ای نازنیـــن          بـاز هــــم مشــتاق روی دلـــکش جـانـانــه ام

از در مـــیخانه ات ای شـــاهد خـــوبان مـــران          با هـــمه عصیان همان دردی کـش میخانه ام

پـــــرده بردار از رخ زیـــــبا که مشتاق تـــــوام           آن رخ زیـــــبـا ندیــــــده، والــــه و دیــــوانه ام

پادشـــــاه جــــودی و ما بـــنده درگـــاه تـــــو           منتـــــظر بـر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام

در مـــــیان بحــر هجران غوطه ور گشتم ولی           باز هـــم در جستجوی گــوهـــــر دردانـــــه ام

همچون من هرگز نباشـد بردرت پیمان شکن            لیــک با الــــطاف غــیر از تو، شـها !بیگانه ام

چون که لطف توست تنها ضامن رســوایی ام           ور نـــه آن گــردم که افشـــان در دل ویرانه ام

انتـــظارت بیش از حــد شد، تحمل تا به کی؟           آفتـــابـا! بـــــهر دیـــــدار رخـــــت پروانـــــه ام

                         والــــــه و شــــیدا و مـستم لیک، محتاج توام

                         یک نــــظر بر من نــــــمـا، ای عارف فرزانه ام!

دوستان گلم شب جمعه ما رو هم از دعای سبزتان بی نصیب نگذارید/التماس دعا. یا حق

               اس ام اس امام زمان ، شعر امام زمان - www.RadsMs.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط نورا  | 

دلم گرفته........................

 

                                   تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

مرا به غیر تو نبودپناه مهدی جان                           که من گدایم وتو هستی شاه مهدی جان

در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیز                        نگشت حاصل من غیر آه مهدی جان

شاها فقیرم ومسکین وبر سر راهت                         نشسته ام به امید نگاه مهدی جان

من عاشقم که ببینم جمال تو آیا                            بود به سوی جناب تو راه مهدی جان

به حق حرمت اجداد خود نما نظری                            زمرحمت به من رو سیاه مهدی جان

خمید پشت من که از بار معصیت شاها                  نموده ام همه عمر اشتباه مهدی جان

                                    تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

باید بروم در خلوت سرخ تا بتوانم ترانه اگاهی بخوانم و خداست تنها پناهم و خلوت تولد حقیقتم خواهد بود!!!!!!!!!!!!!!  مهدی جان منو ببخش

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط نورا 

یا مهدی..............

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

گفتم که خدا مرا مرادی بفرست            

طوفان زده ام راه نجاتی بفرست

فرمود که با زمزمه یا مهدی(عج)

نذر گل نرگس صلواتی بفرست.

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط نورا 

آیا ظهور نزدیک است؟..............

آیا ظهور نزدیک است؟

 

چه خوشست بوی عشق از نفس نیازمندان         دل از انتظار خونین دهن از امید خندان

بنا بر نص صریح قرآن کریم، هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) بر آن شد که برای ملاقات و مناجات با پروردگار خویش آهنگ کوه طور نماید، قوم خویش(بنی اسراییل ) را فراخواند و آنان را وعده کرد که تا پایان سی روز آینده به سوی ایشان باز خواهد گشت و آنگاه که خداوند متعال ده روز دیگر بر آن سی روز افزود عده ای از بنی اسرائیل گفتند موسی (علیه السلام) خلف وعده کرده و این مسأله زمینه ساز فتنه سامری و گوساله پرستی قوم یهود گردید. (الأعراف/142)

با توجه به پیامها و عبرتهای موجود در آیه یاد شده باید گفت یکی از آفتها و آسیبهایی که می تواند به منزله یک تهدید برای نهضت انسان ساز و امید آفرین مهدویت به شمار رود مسأله "توقیت" یا تعیین وقت واقعه ظهور است.

 

به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد. چه آنکه وقتی گفته می شود ظهور در فلان زمان مشخص حتما واقع خواهد شد ولی در زمان وعده شده ظهور تحقق نپذیرد آنگاه فرد منتظر افزون بر اینکه ممکن است ایمان خویش را نسبت به اصل ظهور منجی از دست دهد سرشکسته، مأیوس و ناامید نیز خواهد شد. از سوی دیگر چنانچه گفته شود ظهور تا فلان زمان خاص به وقوع نخواهد پیوست آنگاه فرد منتظر به خیال اینکه هنوز تا زمان ظهور فرصت کافی در اختیار دارد تلاش خویش را برای دستیابی به آمادگی لازم برای واقعه ظهور فروخواهد گذاشت.

 این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند.

بدینسان می توان گفت کارکرد حقیقی انتظار در عصر غیبت در گرو عدم تعیین وقت خاص برای واقعه ظهور می باشد.

از همین روست که در کثیری از روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام، ادعای تعیین وقت ظهور برابر با "کذب" خوانده شده و شیعیان مأمور به تکذیب این مدعیان گردیده اند. چنانکه در توقیع مبارک امام زمان علیه السلام به "اسحاق بن یعقوب" آمده است:

 "... و اما ظهور الفرج فإنه إلی الله تعالی ذکره و کذب الوقّاتون"(3)

 (و اما آشکار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالی است و وقت گزاران دروغزنانی بیش نیستند)

البته نهی از "توقیت" نباید منجر به این شود که شیعیان و منتظران، امر ظهور را پدیده ای دور از دسترس و مستقل از اراده خویش،که در آینده ای محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پیوست، بیانگارند. بلکه  باید با حفظ روحیه نشاط و امید، همواره ظهور را در چند قدمی خویش ببینند و این همان چیزی است که در برخی مجامع روایی و پاره ای از متون دینی بدان تصریح شده است چنانکه در دعای "عهد" آمده است:

"... اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا"(4)

(پروردگارا! با حضور ولی و دوست خود اندوه را از دلهای این امت بزدای ودر ظهور وی شتاب کن (هرچند) دیگران ظهور حضرتش را دور می انگارند و لی ما آن را نزدیک می بینیم)

 

بنا بر آنچه گذشت گفتنی است این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند. (این نقل قول را از زبان آیت الله ناصری از اینجا دریافت کنید).

راقم این سطور از یک سو در امین و ثقه بودن این علمای فرزانه ذره ای تردید ندارد. از سویی دیگر ظاهر این سخن ممکن است با پاره ای از احادیث منقول از اهل بیت علیهم السلام(روایتهایی که با عنوان "توقیت" شهرت یافته‌اند(5)) سازگار نیفتد بنابراین دیدگاه معقول و روی آورد منطقی در قبال مساله یاد شده چیست؟

 

به عقیده ما نمی توان و نباید از سر شتابزدگی و با اخذ موضع عجولانه، شأن و منزلت برخی از سرمایه ها و ذخیره های علمی و معنوی این کشور را زیر سوال برده آنها را در عداد وقت گزاران امر ظهور و مصادیقی برای این گونه روایتها به شمار آورد بلکه می بایست آنجا که سخنی چنین تامل برانگیز( آنهم به نقل از عالمی فرهیخته و دانشمند که خود بیش و پیش از ما بر اینگونه روایات اطلاع و اشراف کامل دارد) مطرح می شود تمام سعی و دقت خویش را در فهم صحیح مراد و مقصود گوینده به کار بندیم.

به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد.

و اما رهیافت معقول و پاسخ به سوال مزبور در گرو تقدیم چند مقدمه است:

یکم:

 همانگونه که غیبت بر دو گونه است: غبیت صغری و غیبت کبری؛ ظهور نیز بر دو گونه است: ظهور اصغر و ظهور اکبر.

منظور از ظهور اکبر همان فرج حقیقی و تحقق حکومت عدالت محور آخرین حجت خدا در دوران آخر الزمان است اما مراد از ظهور اصغر، تحقق پاره ای از نشانه های آخر الزمان نظیر رویدادهای اجتماعی همانند قیامها و جنگها، وبرخی حوادث طبیعی همچون زلزله، سیلابها، خسوف و کسوف غیر عادی، و نیز برخی نشانه های خاص می باشد که در برخی کتب مانند کتاب"عصر ظهور" تألیف عالم فرزانه آیت الله کوران به تفصیل تبیین و بررسی شده است.

دوم:

وقوع برخی از نشانه های یاد شده حتمی است بدین معنا که تا این نشانه ها تحقق نپذیرد ظهور واقع نخواهد شد. برخی نشانه ها نیز محتمل الوقوعند.

سوم:

هر یک از نشانه های یاد شده به تنهایی در حکم معدّات (6) و به منزله علت ناقصه (7) برای تحقق ظهور اکبر انگاشته می شوند اما اراده و فعل انسانها به عنوان جزء اخیر علت تامه (8)در تحقق ظهور اکبر نقشی سرنوشت ساز و تعیین کننده دارد لذا در شماری از روایات، یکی از وظایف خطیر منتظران در عصر غیبت دعا و استغاثه به محضر ربوبی به منظور تعجیل در امر فرج معرفی شده است؛ و حضرت حجت علیه السلام خود راز گشایش این مسأله را به ما آموخته اند آنجا که درتوقیع صادر شده از ناحیه حضرتش می فرمایند:

"... و اکثرو الدعا لتعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم" (9)

(... تا می توانید برای تعجیل در فرج دعا کنید چرا که فرج شما همان است.)

 

نتیجه گیری:

قدر مسلم پاره ای از نشانه های ظهور در عصر حاضر تحقق یافته است. ظهور این نشانه ها(ظهور اصغر) نوید بخش قریب الوقوع بودن ظهور اکبر است لکن اراده و فعل آدمیان می تواند در کنار سایر اسباب، موجب تسریع و یا تاخیر آن گردد

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط نورا  | 

خدایا منو ببخش

خداوندا 

ای آنکه جانم به دست توست 

ای آنکه این همه نعمت به من عطا کردی و در حق من بسیار لطف و کرم نمودی  

و اگرچه من آنچنان که باید شکر نعمتهایت بجا نیاوردم و آنچنان که باید فرمانبردارت نبودم 

و آنچنان که باید از گناه دوری نکردم و آنچنان که باید راستگو نبودم 

و میدانم بنده خوبی نبودمم 

ومیدانم تو بسیار مهربانی تو از گناهان من بسیار بیشتر است و میدانم که تو همه گناهانم را خواهی بخشید 

ای خدای آسمان ها و زمین و ستارگان 

ای خداوند دریا و ماه و خورشید 

ای خداوند یکتا 

ای فریاد رس بندگان 

به داد بنده غمگین وغریبت برس 

که بار گناهانش سنگین است و دنیا برایش تیره و تار گشته 

و از شدت درد نزدیک جنون است 

و تنها امید به لطف و کرم تو دارد 

ای زیبا ترین در قلب من 

آن بنده غریب و جگر سوخته منم 

آنکس که گویی جگرش را از درون میخراشند منم 

و آنکس که جز تو پناهی ندارد منم 

و تو خدای عالمی 

پس به فریادم برس 

و گره از کارم بردار 

و به حق این ماه عزیز  به دادم برس

خدایا منو ببخش ................  

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 8:9 بعد از ظهر  توسط نورا  | 

....السلام علیک یا ابا عبدالله حسین...

 

قیامت بی  حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضاء ندارد

اایام محرم را به همه دوستای گلم تسلیت می گم عزاداری هاتون قبول باشه التماس دعا

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 10:31 بعد از ظهر  توسط نورا  | 

××××حرفهای قشنگ خدا.....×××

حرفهای قشنگ خدا

از خدا پرسيدم : خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

خدا جواب داد : گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،

با اعتماد زمان
حال ات را بگذران

و بدون ترس براي آينده آماده شو،

ايمانت را
نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز.

شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک
نکن...

زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

و زندگي کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد

و قلب ها گرامي تر از آنند که بشکنند .

آنچه از روزگار بدست مي آيد با خنده نمي ماند

و
آنچه
از دست برود با گريه جبران نميشود!

فردا خورشيد طلوع خواهد کرد حتي اگر ما نباشيم...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 7:21 بعد از ظهر  توسط نورا 

درد ودل با مولا.......................

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

آقا جانم

هر هفته جمعه ها تا می خواهم بنشینم و برایت درد و دل کنم، صدای اشک و آهت غصه هایم را از یادم می برد. چه سوز و گدازی داری، چه ناله های غریبانه ای می زنی! فغانت آتش به جانم می کشد و بند بند وجودم را به خاکستر تبدیل می کند. می دانم، علت اشک هایت را خوب می دانم. می دانم که چقدر از دست ما بندگان رنجور و دل آزرده هستی، می دانم آنقدر که تو برای ما اشک می ریزی ما دلسوز خود نیستیم و غافلیم. در فراسوی خیال می بینمت که خسته ای از شنیدن توبه های تکراری، خسته ای از اینکه ما شیعیانت که امیدت را بر ما بسته ای، هنگام جور و گناه، تو را حاضر و ناظر نمی بینیم و قسم ها التماس هایت را نمی شنویم. طوری به شیرینی آنی و آرامش ظاهری وسوسه های شیطان دل بسته ایم که همانند مهر مادری برایمان جدایی ناپذیر شده است، یادمان رفته است که الا بذکر الله تطمئن القلوب، فراموش کرده ایم که یاد تو با یاد خدا یکی ست و تو مایه ی رسیدن نعمات و محبت های خدا بر ما هستی، روی بی همتای تو را به رخ های خوش آب و رنگ، به ارزانی فروخته ایم و بی حجابی مان، خود، حجابی برای ندیدن رخساره ات گشته است. چه راحت وساده خود را فریب می دهیم، خیال می کنیم که دلی پاک داریم و ضمیری صاف و روشن، غافل از اینکه از کوزه همان برون تراود که دراوست. ما را ببخشای ای کریم. ما را ببخش از اینکه وقتی نداریم تا برایت صرف کنیم، دغدغه های دنیا آنقدر گرفتارمان کرده است که یاد تو را، همانند عکسی نیمه سوخته در آلبوم های خاک خورده ی ذهنمان به باد فراموشی سپرده ایم. ما را ببخش اگر برای برآورده شدن حاجات خود تو را می طلبیم، نه به خاطر خودت، ما را عفو کن اگر لاف می زنیم که در راه مهدی (عج) قدم بر می داریم و فقط از این راه طولانی، یک گام بیشتر به نام گریه بر نداشته ایم، ما را ببخش اگر فقط حرف می زنیم و از عمل خبری نیست. ای کاش بتوانیم درک کنیم که تو تنها با حرف نمی آیی و با حلوا حلوا گفتن، دهان آدمی شیرین نمی شود. ای کاش متوجه شویم که برای رسیدن به تو می بایست دل از همه ی تعلقات دنیوی برکند و نفس را آنقدر لگدمال کرد که تبدیل به یک پادری شود. مهدیا، برایمان دعا کن که به معنای واقعی کلمه تو را بشناسیم، راهت را بشناسیم، طریقه ی حرکت در مسیر حق و عدالتت را به درستی تشخیص دهیم و در مواجهه با آفات آن پیروز باشیم، دعایمان کن بفهمیم که نباید ملاقات گرا بود و با تشبّه به خصلت های ناب تو، تو خود به دیدار ما می آیی و حجاب از چشممان بر می کنی، از خدا بخواه که اعمال و اهداف نیک با خونمان آمیخته شود تا بتوانیم به زعم خود شرایط را برای ظهورت آماده سازیم و ابرهای سیاه را کنار بزنیم تا روی خورشیدسان ات نمایانگر شود و ظلمت جهان را به روشنایی تبدیل کند. آقا جان، می دانم که لایق نیستم که خود را جزو منتظرانت خطاب کنم، اما بدان که منتظرم تا این جسم نالایق را فرش راهت نمایی و قدم بر چشمان سپیدم نهی، هر جمعه به عشق تو ندبه می خوانم و از پشت پنجره منتظرم تا شاید قاصدکی از تو برایم خبری بیاورد و نسیمی از بوی خوشت مرا مست کند. به عزت و شرافتم قسم می خورم که با ذکر العجل از دنیا بروم که شاید منتی بگذاری و با دست های خودت چشمانم را ببندی. العجل یا مهدی (عج)

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط نورا 

نرم افزار آخرین منجی دومین تولیدی سایت اسک دین

 نثار گل روي زيباي مهدي فاطمه(س)



Click the image to open in full size.

حاوي بيش از 60 مقاله در مورد تولد ،زندگينامه ، غيبت ، ظهور و مسائل بعد از ظهور امام زمان(عج)
حدود 30 پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان و شبهات مطرح شده
مناظرات و سوالات پيرامون امام زمان(عج) و مهدويت در انجمن گفتگوي ديني
مقالات مهدي شناسي و نحوه برگزاري جشنهاي شعبانيه
پيامك و اشعار مهدوي
نواي صوتي و تصويري انتظار شامل مولودي ،كليپهاي زيبا و ناله هاي فراق
70 حكايت خواندني از تشرفات و توسلات و ره يافتگان به ساحت مقدس امام زمان(عج)
معرفي سايتهاي مهدوي با اينترانت رايگان
معرفي و دانلود كتابهاي مهدويت
13 نرم افزار تلفن همراه پيرامون امام عصر(عج) و ...

اين مجموعه با حجم كم براي رايانه تهيه شده و به صورت پرتابل(بدون نياز به نصب) مي باشد.
اميدوارم استفاده كافي را برده و ما را از دعاي خير خود فراموش نفرماييد.

 


با ذکر صلوات دانلود نماييد...

داناـــــــــــــــــــــ ود

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 8:3 بعد از ظهر  توسط نورا 

 

چشم در راهیم اما قاصدی در راه نیست / جمعه هم آمد ولی آن جمعه دلخواه نیست

ما کجا و نورباران شب دریا کجا / قطره در خواب و خیالِ جذر و مد ماه نیست



زمین دلتنگ و مهدى بیقراراست‏ / فلک شیدا، پریشان روزگار است‏

دلا، آدیـنه شد، دلبر نیامد / غروب انتظارم سرنــیامد

همه دلها پر از آه  وغم و درد / همه آلاله‏ها پــژمرده و زرد



شده پژمــــرده غنچه در چمنزار / بگشت آواره گل در کوى گـلزار

نشسته دیو بر دلـهاى خفته‏ / همه جا بذر نومـیدى شکفته‏

زده زنگارها آئین و مذهب‏ / دمى، رویى زسرور نیست یا رب‏

به اشک چشم و مهر و ماه، سوگند / به آه و ناله دلـهاى دربند

اگر نرگس زهجرت زار زاراست‏ / شقایق تا قیامت داغـدار است‏ .



نفس‏ها خـسته و در دل خموشـند / فغانها بى‏ صدا و پرخروشـــند

نه رنگى ازعدالت، نى از صداقت‏ / در و دیوار دارد  نقش ظــلمت‏

شده پرپر گـل مهر و محـبّت‏ / همــه دلــها شده سرشار نفرت

شده شام یتیمان، نالـه و اشک‏ / برد هرکس به کاخ دیگرى رشک‏ . . .



در آدینه های دلتنگی ، در شرقی ترین نقطه دور

در فراسوی سالها و هزار رنگها ، در کویر دلتنگی هایم

در انتها ترین بی پایان امید ، چشم به راه آمدنت به انتظار نشسته ایم 



چشم در راهیم اما قاصدی در راه نیست / جمعه هم آمد ولی آن جمعه دلخواه نیست

ما کجا و نورباران شب دریا کجا / قطره در خواب و خیالِ جذر و مد ماه نیست

ما کجا و بارگاه حضرت خوبان کجا / هر گدایی، لایق هم صحبتی با شاه نیست

عشق، اینجا بین آدم ها غریب افتاده است / پایمردی کن برادر یوسفی در چاه نیست

بارمان را آب برد و تازه فهمیدیم که / در بساط خالی ما، آه حتی آه نیست

ریشه در خاکیم و دم از آسمان ها می زنیم / بت پرستانیم و مثل ما کسی گمراه نیست

تک سوار قصه ها، یک روز می آید ولی / جز خدا از پشت پرده، هیچ کس آگاه نیست . . .


آقا اجازه خسته ام از این همه فریب /  از های و هوی مردم این شهر نا نجیب

آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند / دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب

آقا اجازه باز به من طعنه می زنند / عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب

«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند / «فرهاد»های کینه پرست پر از فریب  

التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 10:25 بعد از ظهر  توسط نورا 

سلام اقا.......................

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 10:20 بعد از ظهر  توسط نورا  | 

دعا

.خداوندا آسان بودن دشوار است آسانم کن

خداوندا کلام تو بودن دشوار است بارانم کن

خداوندا آن نیست که باید باشم آنم کن .

              

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط نورا  | 

پیامبر اکرم(ص) :

 در دولت او مردم آنچنان در رفاه و آسایشی به سر می برند

که هرگز نظیر آن دیده نشده است

تعجیل در فرجش صلوات

.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط نورا 

سعادت می خواهد....................

 


مهدي جان دلتنگتم
 
 

تمام مشکلاتی که در این مدت داشتم را می خواهم سپری کنم؛؛........

وبگویم اگر این مدت از یارم دور بودم و چیزی ننوشتم؛؛؛؛

 به خاطر مشکلات بود نه به خاطر کم سعادتی ؛؛؛

نه به خاطر دستان پر گناهم ؛که شرم از نوشتن دارد؛

نه به خاطر چشمان پر ز برق ؛آره برق آتش گناه ؛گناهانی که خواسته نا خواسته و از خدا خواسته برای همه ما پیش می آید عادی تر از آب خوردن لذت می بریم؛؛؛

نه ؛؛

حدیثی خواندم ؛

نمی دانم من که با خواندن این حدیث لرزه بر اندامم افتاده 

اگر حضرت ظهور کنند و بگویند و درد و دل کنند و از بی وفایی هایمان اندکی زبان بگشایند

من چه گونه خواهم بود ؛

مولا ؛در آغاز نه روی سلام داشتم ؛نه زبانی برای سلام کردن

مولا ؛آقا سلام

نمی دانم ؛ زمانی که شما ما را ندیده این چنین نظر بر می آورید زمانی که بی وفایی ما را

دیدید ؛چه گفتید

زمانی  که دیدید با شما عهد می بندم و بعد از مدتی حتی شما را از یادم برده ام چه گفتید

....................

و جالب آنکه شما در هر لحظه به یاد ما هستید

 و از ناراحتی هایمان ناراحت و از شادیهامان شاد

و جالب آنکه شما همیشه بر ما نظر خیر و دعا گو دارید

پدردلسوزم همه ما از شما متشکریم

...............................

«شيعيان ما به اندازه آب خوردن ، ما را نمي خواهند ،اگر بخواهند دعا مي كنند و فرج ما

مي رسد» « امام زمان (عج)»

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:30 بعد از ظهر  توسط نورا 

دعا

 

و در آخر این آپم :

خدايا

به من زيستي عطا کن

که در لحظه ي مرگ

بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است

حسرت نخورم

ومردني عطا کن

که بر بيهودگي اش ،سوگوار نباشم

بگذار تا آن را من،خود انتخاب کنم

امّا آنچنان که تو دوست داري

چگونه زيستن را تو به من بياموز

چگونه مردن را خود خواهم آموخت

                               
+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط نورا 

حکایت

روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرش عبور کزد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي!!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط نورا 

گنجشکک و خدا

روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت " . مي ايد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست .

فرشتگان چشم به لبهايش دوختند ، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :

" با من بگو از انچه سنگيني سينه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكي داشتم ، ارامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام . تو همان را هم از من گرفتي . اين توفان بي موقع چه بود ؟ چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود ؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد . فرشتگان همه سر به زير انداختند.

خدا گفت " ماري در راه لانه ات بود . خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. انگاه تو از كمين مار پر گشودي . گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.

خدا گفت " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي.

اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط نورا  | 

خدایا

به من بیاموز فرقان را به من عطا کن

آنجا که باید بتازم   بتازم

و آنجا که باید صبوری کنم

صبر پیشه سازم

و آنجا که باید...

 به من بیاموز

 مرا یاور باش !...

تو ای خدای خوب من

 بهترین رهنمایی !...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 3:12 بعد از ظهر  توسط نورا  | 

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت‌ای درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»

آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از
صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت. روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»

آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از
صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 11:55 قبل از ظهر  توسط نورا 

مژده ای دل ماه رمضان آمده است..........

 

بسمه تعالی

ماه رمضان مبارک!!!!

پیامبر خدا(ص): هرکه ماه رمضان را درک کند و آمرزیده نشود، خداوند او را از رحمت خود دور گرداند.

پیامبر خدا(ص): کسی که در ماه رمضان آمرزیده نشود، در کدام ماه آمرزیده خواهد شد؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط نورا 

شرمنده ام....و شما بزرگوار

شرمنده ام....و شما بزرگوار

سلام آقا ؛سلام مولا؛ به خدا شرمنده ام ؛ به خدا منظوری نداشتم

می دانم که تا خوشیم و خوب و راحت پی دنیاییم

 و هیچ یادی از مولای مهربانمان نمی کنیم ولی تا به مشکلی بر می خوریم

تازه به یاد  تو بزرگوار می افتیم ؛ تازه غدیر یادم می آید

تازه می فهمیم که پدری به مهربانی شما داریم

تازه یاد عهد و پیمانمانی که از روز اذل با تو بسته ایم  می افتیم

پدر؛ همه این ها به یک طرف ؛ شرمندگی ام از این است

که شما در تمام  ثانیه ها و لحظات عمرم به یاد من هستید؛

آنهم به یاد من گنهکار؛؛ که از سنگینی آن لیاقت دیدار سیمای نورانیتان را ندارد؛؛؛

 شرمنده ام از اینکه با دستان خود به فرو دستان گناه کشیده شدم؛

شرمنده ام از اینکه از صبح که بر می خیزم به یاد هر کس و هر چیز هستم به غیر از یاد شیرین یار ؛

شرمنده ام که قلبم جایگاه هر فردی شده به غیر از تو ؛ به غیر از تویی که همیشه یاورم بودی؛؛

ولی خوشحالم که امامم و سرورم ؛ بزرگی و منشش به بزرگیه دریای بی ساحل است؛؛؛  

آری ؛ دوباره حاجتی دارم که جز تو هیچ فردی توان آن ندارد؛؛

و می گویم زیرا می دانم که آن را روا می کنی؛

نمی دانم در کدام دیار و در کدام قسمت از این کره خاکی هستید

ولی.......

                        رو کن به هرکه خواهی .............. گل پشت و رو ندارد

مولا از همین جا عهد می بندم که در خوشی هایم بیشتر به فکرتان باشم ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط نورا  | 

سلاممممممممممم .........................................

*سلام امام زمانم*

خيلی دوست دارم بدونم اين روزها چه حال و هوايی دارين؟

ما مشتاق ظهور هستيم و شما مشتاقتر

ما دست به دعا برداشتيم و شما لحظه ای دست از دعا برنداشتيد

ما اللهم عجل لوليک الفرج گوييم و شما اللهم عجل لظهوری

ما منتظريم و شما منتظر

همه اينها درست و خوب

ولی.............

ولی............

ولی تا کی؟تا کی ؟

بچه که بودم خوشحال بودم ميگفتم حالا تا من بزرگ بشم وقت هست. الآن ميبينم که عمر چه زود ميگذره ...

چه زود..................

جوونيمونم داره تموم ميشه ولی خبری نيست.

ميترسم پير بشم و بازم خبری از ديدار نباشه.

چه کار ميشه کرد؟ ما که جز دعا کاری از دستمون بر نمياد.

پس يکبار ديگه دست به سوی خدا بلند ميکنم و ميگويم:

**((اللهم عجل لوليک الفرج))**

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط نورا 

حرف دل مخلوق با خالق............

 

 می خواهد

uuxek3evrz8nnqvsn5j.gif

 بنویسم. از خودم از تو، از این همه فاصله ای که... نگو نیست!                          

می شناسی ام؟ من همانم که روز آخر با گریه از تو جدا شد! همان که همیشه شیطنت هایش را دوست داشتی.همان که نمی خواست این زندگی را بی تو تجربه کند و تو گفتی که همیشه کنارش میمانی. نگفتی؟

پیر شدم ؟ می بینی عاقبت دوری ات را؟ و تو انگار دوست داری این دوستت دارم گفتن ها را.

تو همیشه باوفای قصه ها بودی و من همیشه عهدشکن توی قصه!

لحظه ی آخر باچشمان خیس گفتم:هیچ وقت فراموشت نمی کنم

و تو گفتی: می دانم

گفتم:من هیچ! ولی با این دل تنگم چه کنم ؟چه بگویم که آرامش کنم؟

گفتی:مگر به من به - عشق -ایمان نداری؟

بغض داشت خفه ام می کرد... نمی توانستم حرف بزنم.می خواستم بگویم که دارم. می خواستم بگویم ولی... تا به خودم آمدم زمان، خالی بینمان را پر کرده بود. و من در دنیا یودم.

وحالا من مانده ام و این چشم های خیس.

(فراموش کردنت کار آسانی ست) من این را از آدم ها یاد گرفته ام...

چقدر دلم گرفته... چقدر هوایت را کرده ام این روزها... می بینی واژه هایم خیس شده اند باز هم مثل همیشه نتوانستم اشکم را از تو پنهان کنم... هیچ وقت نمی توانم. اصلا دوست دارم که ببینی، مگر جز تو کس دیگری  معنی این اشک ها را می فهمد؟ مگر جز تو مرحمی هم هست؟

تو خودت آفریدی ام... شاعرم کردی که باتو حرف بزنم و من سکوت کردم.تو در ازل روح مرا با خودت یکی کردی.

چشمه ی زلال من ، دریای بی پایانم ؛ تشنه ام ! نمی خواهی تشنه ترم کنی؟

تو نگفتی ولی من از طرف هردوی مان از دست خودم دلگیرم

به من گفته بودند که مثل آب روان و زلالی ومن چه ساده اقیانوس عشقت را با این جویبارهای ساختگی اشتباه گرفتم...

تقصیر من نبود. مادربزرگم حوا این سیب را برایم به ارث گذاشته!

نفس می کشم... نفس! چقدر نفس کشیدن در هوایت را دوست دارم.

چقدر تورا دوست دارم...

چقدر کنارتو خودم را دوست دارم...

چقدر این دوستت دارم ها را دوست دارم...

بگذار هرکه نمی تواند ببیند،نبیند اصلا بگو چشم هایشان راببندند...

بگذار فریاد بزنم این شور را... خدایا اصلا به من چه که گوش دنیا کر می شود؟

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط نورا  | 

آقا دلم واست تنگ شده نمی خوای بیای ؟

آقا باز منم آمده ام بگویم ،...سلام

آقا اجازه ! آمده ام باز پشت بام

ها می کنم که گرم شود دستم از بخار

من سردم است می کشد آغوشم انتظار !

تا کی ؟ الی متی ؟ همه را پیر کرده ای

آقا اجازه ! فکر کنم دیر کرده ای !

آخر چرا نگو که دعایت نمی کنیم

شبهای سرد جمعه صدایت نمی کنیم

من هر قنوت نام تو را گریه می کنم

شب در سکوت نام تو را گریه می کنم

حتی اگر شکوفه کند بی تو باغمان

عادت کند نبود تو را چشم آسمان

حتی اگر نفس به تو بی اعتنا شود

پروانه ها اگر که تو را یادشان رود

 

آقا اجازه !

ما دلمان تنگ می شود.

http://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/sq4coz.gif http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gifhttp://i31.tinypic.com/sq4coz.gif http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gifhttp://i31.tinypic.com/sq4coz.gifhttp://i31.tinypic.com/sq4coz.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gif

اللهم عجّل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط نورا 

شعبان

 

شعبان ماه بسيار شريفى است و به حضرت سيد انبياء صَلَّى اللهِ عَلِيهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت اين ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که يک روز از ماه مرا روزه بگيرد بهشت براي او واجب مي‌شود و از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است که چون ماه شعبان فرا مي‌رسيد امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحاب من مى‌دانيد اين چه ماهى است؟ اين ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله عليه و آله مى‌فرمود شعبان ماه من است پس در اين ماه براى جلب محبت پيغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بداريد. به حقّ آن خدايى که جان علىّ بن الحسين به دست قدرت اوست سوگند ياد مى‌کنم که از پدرم حسين بن على عليهماالسلام شنيدم که فرمود شنيدم از اميرالمؤمنين عليه السلام که هر که روزه بگيرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پيغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست مي‌دارد و در روز قيامت کرامت خود را نصيب او مي‌گرداند و بهشت را براى او واجب مي‌کند

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 1:42 قبل از ظهر  توسط نورا  | 

اعمال مشترکه ماه شعبان


1- هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود.


2- هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ الْحَىُّ الْقَيّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ» گفته شود.
3- صدقه دادن در اين ماه اگرچه به اندازه نصف دانه خرمايى باشد، .


4- در کل اين ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِيّاهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَوُ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ »
5-  هر يک از اذکار "سُبْحانَ اللّهِ" ، "الْحَمْدُلِلّهِ" ، وَ "لا اِلهَ اِلا اللّهُ" اللّهُ اَکْبَرُ"  صد مرتبه گفته شود،
6-دعاى کميل را که در اين شب وارد شده است، خوانده شود. 
7-  در اين ماه صلوات بسيار فرستاده شود.


و دعاي هميشگي ما انشاالله تعالي

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط نورا  | 

تا اطلاع ثانوي در دسترس نمي باشيم

 

 

 

سلام دوساي گلم من و دوست عزيزم نورامي خوايم بريم به تعطيلات يعني واسمون تجويز كردن علي الخصوص براي نورا جون پس بلافاصله كه آپيديم بهتون خبر ميديم تعطيلات بهتون خوش بگذره شما هم بريد خوش باشيد بي خيال اين دنيا

تا ديدار دوباره حق پشت وپناهتان

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط نورا  | 

نوکر امام رضا

ما جمع پریشان که در شور و نواییم ...... جاروکش سلطان غریب الغرباییم.

در حشر چو گویند که این االرضویون .... صد شکر که ما ریزه خور خوان رضائیم.

یا امام رضا (ع) ما که از آستان تو هیچ نخواهیم فقط اذن دخول ما را بفرما تا ما هم بر آن آستان پاک و مطهر که به فرموده حضرت محمد(ص) تکه ای از بهشت است را وارد شویم.

یا امام رضا به خدا دلم بدجوری واسه کبوترای حرمت عطر حرمت ابهت حرمت زیبایی حرمت و خودت آقا تنگ شده.

 یا رضا بر من بکن کمی نظر ... تا منم شوم نوکر نوکران حرم

نوکرتم

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 5:24 قبل از ظهر  توسط نورا 

یا ودود مرا دریاب

گوهره زندگی بشری هست خدا

ای خدا ای ارحم الراحمین . ای که بر بنده ضعیف خودت یعنی من بی پیز و بینوا . تو چقدر به من لطف داری . منی که همه زندگی ام پر از گناه است و ثمره زندگی ام عصیان.

شاید نمی دانم که تو ارحم الراحمینی و یا نمی دانم که تو ستار العیوبی .

ولی این را هم نمی دانم که بر عصیان کاران هم رحم می کنی.

شاید از روی دلسوزیت است که مارو دوست داری ولی من این رو می گویم که بنده ای شرمسار هستم که در سایه امن ت خفته ام.

سر به آسمان می نهم و می گویم خدا خیلی با مرامی . خدا خیلی با صفایی . دوست دارم .

صد ملک زمین را تو نوشتی . صد قسمت ما را تو نوشتی

تا آخر دوست دارم وتا جایی که می تونم بر راه تو قدم می نهم و از عبادت تو شانه خالی نخواهم کرد.

یا ودود مرا دریاب

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 5:16 قبل از ظهر  توسط نورا